احمد بن محمد ميبدى

105

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

( تفسير ادبى و عرفانى ) 253 - تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ . . تا آخر آيه . خداوند مىفرمايد ما پيغام‌بران را بر يكدگر فضل و فزونى داديم ، كه همهء آنها برتر از همهء آدميانند و مرسلان ، مهينان از ديگر انبياءاند ، و اولوالعزمان برتر از ديگر رسولانند ، بعلاوه هريك را به صفتى خاص متصف نموديم ، چنان كه آدم را به كرامت در خلقت ، نوح را در اجابت دعوت ، ابراهيم را در خلّت و دوستى . داود را به فرستادن زبور ، سليمان را به سخن گفتن با مرغان ، موسى را به مناجات و مكالمه كردن ، عيسى را از مادر بىپدر آفريدن و زنده در آسمان نگاه داشتن ؟ محمّد را به قرآن و معراج خاص گردانيدن ! وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا . . تا آخر آيه . يعنى اگر خداى خواستى كه مؤمنان با كافران جنگ نكنند هرگز به عقوبت كفرشان با آنان قتال نمىكردند ! و اين آيت ردّ بر قدريان است كه خواست حق را تابع خواست خلق مىدانند ! خداوند در آيه ، اضافت مشيّت را بطور كلّى با خود كرد و نفى محاربه با كافران را به نخواستن خود حوالت فرمود « 1 » ! عقيدهء قدريها يعنى اختياريها : معتزلان و قدريها معتقدند كه اطاعت و معصيت خدا هر دو در مشيّت خلق است به اين جهت قدرى نمىگويد : لا حول و لا قوّة الّا باللّه - درصورتىكه ايمان به قدر اين است كه خداوند در ازل هرچه بودنى است از افعال و اقوال بندگان از خير و شرّ ، ايمان و كفر ، اطاعت و معصيت ، همه را تقدير فرمود و در لوح محفوظ ثبت شده ، در حقيقت عمل بنده كسب خود او است ولى آفريدهء خدا است يعنى خدا آفريدگار و بندهء مكتسب است و ميان قضا و حكم فرقى نيست و قضا و قدر بمعنى علم نيست چنان كه قدريان و معتزليان عقيده دارند ! نه قدرى را رسد كه گويد هرچه خواهم كنم ، نه جبرى را رسد كه گويد بنده را اختيارى نيست ، عقيدهء مسلمانانى كه از گروه معتزلى و اشعرى دور و از جبرى محض يا قدرى محض بودن بركنارند ، اين است كه بندگان را اختيار كامل است و اين اختيار به مشيّت و خواست خداوند است تا خدا نخواهد بنده نتواند خواست و نتواند كرد « 2 » . لطيفه : گويند مرد قدرى ، گبرى را گفت كه مسلمان شو ، گبر گفت تا خدا چه خواهد ! قدرى گفت : خدا مىخواهد ولى شيطان نمىگذارد ، گبر جواب داد : شگفتا اين عجب كارى است كه خواست شيطان برخواست خداوند غلبه دارد ! وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ . . تا آخر آيه . پيغمبران همه نواختگانند ، خاصّه مرسلان كه برگزيدگانند و ليكن نه چون پيغمبر ما محمّد عربى و مصطفى هاشمى كه سيّد همه آنها است : چنان كه آدم را گفتند : رو شراب انس در جام قدس نوش كن ، به سراى سعادت نظرى كن ، به سراى شقاوت گذرى كن ، به بستان فضل درنگر ، فرزندان را خبر ده ، كه ايشان امّت كسى هستند كه فرزند نجيب آدم است !

--> ( 1 ) مفسران راجع به مشيت و قدر نوشته‌اند : خداوند در ازل آنچه از خوبى و بدى و گفتار و كردار و ثواب و گناه بندگان بود آفريد و در لوح محفوظ مقدر كرد ، ولى كردار بنده ، كار و كسب خود او است كه خداوند آفريده و اختيار عمل با خود بنده و به مشيت الهى است ، تا خدا نخواهد بنده نتواند خواست و نتواند كرد و اين همان امر ميان دو امر است كه حضرت صادق ( ع ) فرموده است . ( 2 ) راجع به جبر و يا تفويض در كتاب ( چهارراه خداشناسى ) تأليف نگارنده هر دو عقيده با دليل عقلى و نقلى رد شده و عقيده ( امر ميان دو امر ) ثابت شده است .